تبليغاتX
یاقوت آسمانی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 22:31  توسط فائزه  | 

                       سفر دل

                                             

 

باز پیك روضه رضوان عشق

خواند ما را جانب سلطان عشق

كای همایون طائر عرش آشیان

وقت آن شد تا شوی مهمان عشق

گام هایت را استوار و بلند بردار و با صعود به قلل رفیع، بر فراز هزاره ها ندای ابراهیم(ع) را به گوش جان بشنو و نظاره گر هزاره های ایمان و عشق و ایثار در میان این همه آثار رنگارنگ و ثابت و متغیر باش. در این میهمانی، یافتن تاریخ در جغرافی یكی از هنرهای تو است، آن سرزمین مقدس مروری است بر یك تاریخ كهن سرشار از معرفت...

در هر بزم و میهمانی هر قدر میزبان والاتر و با عظمت تر باشد بزم او باشكوه تر و تكلیف میهمان برای آراستن و مراقبت از رفتار خود مشكل تر می نماید.

«میزبان» حضرت باریتعالی است و در این سفر به دیدار پیامبر اكرم(ص) و فاطمه زهرا(س) و كسانی می روی كه همواره آرزو داری، در كنارشان می بودی تا خلوص تو را نیز ببینند. و برای آنكه به معشوق برسی این كلام امام جعفر صادق(ع) را به یاد دار كه فرمود: هرگاه اراده حج كردی دل را از هر چه كه از خدایت باز دارد خالی كن، سپس با آب توبه خود را از گناهان شستشو ده و دنیا و آسایش و دلبستگی به خلق را واگذار و با همه وداع نما(1).

طهارت و پاكی، شرط آهنگ خانه معبود است. ان الله یحب التوابین و یحب المطهرین؛ با كسب این شرایط است كه وقتی به میقات آمدی می فهمی كه لحظه شروع و باب الورود به حرم كبریایی است. لباس عوض كن، لباس زینت از تن خارج كن و خود را با غسل احرام شستشو بده و لباس تقوا و بندگی خداوند بپوش، «میقات» مانور مرگ و قیامت است. پس از مرگ لباس از بدنت خارج می كنند، اما در میقات خود لباس خود را به در می كنی. در «مرگ قهری» بدنت را غسل می دهند، اما در «میقات» تو خود غسل می كنی. در هنگام مرگ كفنت می كنند، اما در میقات خود كفن می پوشی و دو تكه پارچه سفید به تن می كنی. در مرگ قهری بعد از كفن كردن بر بدنت نماز می خوانند، اما در میقات تو خود دو ركعت نماز می خوانی. حال اگر سالك و رونده باشی و درك معنا كنی، اكنون قادر خواهی بود بگویی «آمدم» و به حقیقت به سوی آنچه تو دعوت شده ای، حركت كنی و این حركت تكاملی را از زمان مرگ اختیاری تا مرگ قهری و لحظه خروج از این دنیا ادامه دهی كه «لبیك» را سری و رازی و فلسفه و حكمتی جز این نیست.

حال می توانی بگوئی «لبیك اللهم لبیك» و با این شعار آمدنت را با تمام وجود به پیشگاه او اعلام نمایی.

«لبیك اللهم لبیك»، آمدنت را در لباس آشتی و آشنایی خبر می دهی و هجرتت را با قطع امید حرامیان از خودت آغاز می كنی.

«لبیك اللهم لبیك»، انتقالت را از تنگنای سركشی و ظلم به جهان به سوی نور و عدالت و خیرخواهی نوید می دهی. با درك این حقیقت است كه مُحرِم در میقات محرم می شود و اسرار الهی را دریافت می كند. احرام یعنی هر چه جز انسانیت را به یاد می آورد باید ترك كنی، خداوند ترا در بزمش «انسان» می خواهد، نه چهره دگرگون با زر و زیور مادی. او با تحریم زیبایی ظاهری و زینت مادی تو و پیراستگی ات از جاذبه های مادی در احرام می خواهد انسانیتت را در خانه اش میهمان كند.

1- مصباح الشریعه باب 21

محسن شریعت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 21:36  توسط فائزه  | 

سه ویژگی برجسته مومن

لايكـون المـؤمـن مـومنـاً حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال :

1 ـ سنة من ربّه. 2 ـ و سنة من نبيّه. 3 ـ و سنة من وليّه.

 فـاما السنة مـن ربه: فكتمان سـره. و امـا السنة من نبيه فمـداراة الناس.

 و امـا السنة مـن وليه فـالصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء.(1)

مـؤمـن , مـؤمـن واقعى نيست, مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــ د:

 سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش.

اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پيغمبرش , مدارا و

نرم رفتارى با مردم است,

 اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 18:53  توسط فائزه  | 

الهی ای بیننده نمازها ،ای پذیرنده نیازها ای داننده رازها و ای شنونده آوازها به حق آنکه تو را هیچ

 حاجت نیست رحمت کن بر آنکه او را هیچ حجت نیست الهی تو بر رحمت خود و من بر حاجت خویش

تو توانگری و من درویش الهی مخلصان به محبت تو مینازند کار ایشان تو بساز که دیگران نسازند

 ایشان را تو نواز که دیگران ننوازند الهی محبت تو گلی است محنت و بلا خار آن،آن کدام دل است

که نیست گرفتار آن.

از مناجات نامه خواجه عبد الله انصاری

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 16:23  توسط فائزه  | 

 

 

بی همگان به سرشود بی توبه سرنمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگرنمی شود

جان زتوجوش می کند دل زتو نوش می کند
عقل خروش می کند بی توبه سر نمشود

جاه وجلال من تویی ملکت ومال من تویی
آب زلال من تویی بی توبه سرنمی شود

خمروخمارمن تویی خواب وقرارمن تویی
باغ و بهار من تویی بی تویه سرنمی شود

بی تواگربه سرشدی زیرجهان زبرشدی
باغ ارم سقر شدی بی توبه سرنمی شود

بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم
سرزغم تو چون کشم بی توبه سرنمی شود

 

مولوی

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 16:16  توسط فائزه  | 


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 14:35  توسط فائزه  |